يك همشهري  
[ ۸۴/۱/۲۱ در ساعت ۱۵:۳۵  ]

باسلام
درود بر پدر بزرگوار و مادر مهربان و دوست داشتني تان.زماني كه در دانشگاه بودم مقارن بود با زندان آقاي محسن كديور.و من صبر و استقامت را از مادرتان آموختم كه لحظه اي لبخند از لبانشان محو نمي شد.اين لبخند به ما جوانان پر شر و شور آن روز نويد مي داد كه: سحر نزديك است.



Bohlul  
[ ۸۴/۱/۲۱ در ساعت ۱۰:۲۸  ]

۱- به نظرم منظور سوال کننده را خوب متوجه نشده اید چون وارد عرصه سیاسی شدن با درمورد سیاست فکر کردن متفاوت است. الان میلیونها نفردرایران درمورد سیاست فقط فکر می کنند ولی نمی توان گفت که وارد عرصه سیاسی شده اند. وارد عرصه سیاسی شدن با در اختیار گرفتن سهمی از قدرت و انجام معامله با آن همراه است.

۲- يک ايراد بنی اسراييلی دیگر: جواب سوالتان در جمله اول را خودتان داده اید چون این پدرتان بود که چنین نامی باچنین نیتی برایتان انتخاب کرد. (شوخی بود)

۳- این فارسی تايپ کردن هم پدر درآر است. غلط کردم. ديگر نظر نمي دهم.



حسین طرفه  
[ ۸۴/۱/۲۰ در ساعت ۰۵:۴۲  ]

به نام خدا و باسلام. خاطره ی تکان دهنده ای بود. اسمم حسین و نام پدرم علی است. به شوخی به من میگن حسین بن علی. تصمیم دارم با هفتادودوتن از یارانم قیام کنم. البته به جان مادرم اینو به شوخی نوشتم. نیان یه دفعه بگیرنم. من تنها هنگام نماز خوندن قیام میکنم اونم بخاطر وجوبش وگرنه همونم انجام نمیدم. تازه هفتاد و دو تن یارم کجا بود. موفق باشید و سلامت. بازهم بنویسید.



محمد جواد طواف  
[ ۸۴/۱/۲۰ در ساعت ۰۰:۰۷  ]

راستی جمیله بوپاشا چه می کنه الان؟.. من شنیدم چندین بچه داره، و کسی ازش یادی هم نمی کنه...